سلاک
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(سَ لّ) [ قس. مکاری ] (اِ.) کرایه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(سَ) (اِ.) شوشه طلا و نقره که گداخته و در ناوچه آهنین ریخته باشند.
(سَ لّ) [ قس. مکاری ] (اِ.) کرایه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سلاک . [ ] (اِخ ) طایفه ای از طوایف ترکمن مرکب از دویست خانوار که در شمال غربی فندرسک مسکن دارند. (جغرافیای سیاسی کیهان ص ١٠٢).
سلاک . [ س َ ] (اِ) شوشه ٔ زر و سیم که گداخته باشد و در ناوچه ٔ آهنی ریزند. (برهان ) (آنندراج ). شوشه ٔ طلا و نقره . (ناظم الاطباء) (غیاث ). ◄ کرایه . (برهان ) (آنندراج ). کرایه و اجاره . (ناظم الاطباء).