سلامانه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(سَ نَ یا نِ) [ ع - فا. ] (اِ.)<BR>۱- مالیاتی که به مناسبت بارعام پادشاه یا به سبب دریافت خبر سلامت او میپرداختند.<BR>۲- سلامی.<BR>۳- حقوق و عوارضی که برای مباشر یا مستأحر به مناسبت نخستین بازدیدی که از ده میکرد، از دهقانان گرفته میشد (بیشتر در کردستان).<br>
فرهنگ فارسی معین
(سَ نَ یا نِ) [ ع - فا. ] (اِ.) ۱- مالیاتی که به مناسبت بارعام پادشاه یا به سبب دریافت خبر سلامت او میپرداختند. ۲- سلامی. ۳- حقوق و عوارضی که برای مباشر یا مستأحر به مناسبت نخستین بازدیدی که از ده میکرد، از دهقانان گرفته میشد (بیشتر در کردستان).
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سلامانه . [ س َ ن َ / ن ِ ] (ص نسبی، اِ مرکب ) نذر و پیشکشی که وقت سلام کردن به کسی دهند چنانکه در عروسی داماد را مردم طرف عروس میدهند. (آنندراج ). ◄ مالیاتی که بمناسبت بار عام پادشاه یا بسبب دریافت خبر او پردازند. (فرهنگ فارسی معین ) : یک نظر حور گر آن حسن مسلم بیند حاصل باغ جنان را بسلامانه برد. محسن تأثیر (از آنندراج ). ◄ حقوق و عوارضی که برای مباشر یا مستأجر بمناسبت نخستین بازدیدی که از ده میکنند از دهقانان گرفته میشود (بیشتر در کردستان ).(فرهنگ فارسی معین ). نام نوعی از خراج که در قدیم از قراء میگرفته اند. (مرآت البلدان ج ١ ص ٣٣٧).