سلام دادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سلام دادن . [ س َ دَ ] (مص مرکب ) سلام کردن : چون دید پدر سلام دادش بس دلخوشی تمام دادش . نظامی . رجوع به سلام شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سلام دادن . [ س َ دَ ] (مص مرکب ) سلام کردن : چون دید پدر سلام دادش بس دلخوشی تمام دادش . نظامی . رجوع به سلام شود.