سلاخی کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سلاخی کردن . [ س َل ْ لا ک َ دَ ] (مص مرکب ) کشتن . پوست کنی گویا ترجمه ٔ این است . (آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سلاخی کردن . [ س َل ْ لا ک َ دَ ] (مص مرکب ) کشتن . پوست کنی گویا ترجمه ٔ این است . (آنندراج ).