سلاحی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سلاحی . [ س ِ ] (ص نسبی ) سلاحدار. (شرفنامه ٔ منیری ) (آنندراج ). سپاهی . (غیاث ). سلاحدار. ساز جنگ برخود برگرفته . سپاهی . (ناظم الاطباء) : بارگهت راست بهنگام بار مهر سلاحی و فلک پرده دار. امیرخسرو (از آنندراج ). بود نه چندانکه توان برشمرد رخت سلاحی به سلح خانه برد. امیرخسرو (از آنندراج ).