سلاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(س) [ ع. ] (اِ.) جامة سیاه، جامة ماتم.<br>
فرهنگ فارسی معین
(س) [ ع. ] (اِ.) جامه سیاه، جامه ماتم.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سلاب . [ س ِ ] (ع اِ)جامه ٔ ماتم . ج، سلب . (ناظم الاطباء) (غیاث ). جامه ٔ سوگ . (مهذب الاسماء). ◄ (معرب، اِ) مخفف اسطرلاب و این لفظ اگر چه یونانی است اما چون این تخفیف را اهل فرس کرده اند مذکور شد. (رشیدی ) : بگفت این و سلاب برداشت زود. اسدی (از آنندراج ).