سقیلا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سقیلا. [ س َ ] (اِخ ) نام کوهی بر زمین روم که گشتاسب آنجا اژدها کشته است . (شرفنامه منیری ) : چو هیشوی کوه سقیلا بدید به انگشت بنمود و دم درکشید. فردوسی . به کوه سقیلا یکی اژدهاست که کشور همه ساله زو در بلاست . فردوسی .
سقیلا. [ س َ ] (اِخ ) نام شهری است . (ولف ) : حصار سقیلا بپرداختند کز آن سوهمی تاختن ساختند. فردوسی .