سقوطری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سقوطری . [ س َ طَ ] (ص نسبی ) اسقوطری . اصقوطری . منسوب به سقوطر. و از آنجا صبر معروف سقوطری خیزد : روی بهی کجا بود مرد زحیر را که خود وقت سقوط قوتش صبر خورد سقوطری . خاقانی . رجوع به سقوطر شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سقوطری . [ س َ طَ ] (ص نسبی ) اسقوطری . اصقوطری . منسوب به سقوطر. و از آنجا صبر معروف سقوطری خیزد : روی بهی کجا بود مرد زحیر را که خود وقت سقوط قوتش صبر خورد سقوطری . خاقانی . رجوع به سقوطر شود.