سقوط
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(سُ) [ ع. ]<BR>۱- (مص ل.) افتادن.<BR>۲- (اِ مص.) افتادگی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(سُ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) افتادن. ۲- (اِ مص.) افتادگی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سقوط. [ س ُ ] (ع مص ) افتادن . (منتهی الارب ) (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ص ٥٨) (دهار) (تفلیسی ). ◄ در نزد پزشکان بیماری صرع است . (آنندراج ) (کشاف اصطلاحات الفنون ).
سقوط. [ س َ ] (ع ص ) افتاده . (آنندراج ) (منتهی الارب ).
مترادف و متضاد واژهدان
افت، افتادگی، زوال، لغزش، نزول، هبوط (متضاد: صعود) فروپاشی، تلاشی، اضمحلال افتادن، پرتشدن، فرود آمدن، فرو افتادن (متضاد: صعود کردن)
فرهنگ طیفی واژهدان
نزول، فرود، نشیب، غرق، افتادگی، افت، تنزل، کاهش افت تحصیلی انحطاط، زوال چیز سقوطکننده، چیز پایینآینده، بهمن، آبشار، باران، چترباز، [هوانورد]، ریزش زمین، نشست پایین آوردن، تنزل
واژگان فارسی سره واژهدان
فروشدن، زیریدن، واژگونی، سرنگونی، به زمین خوردن، به زمین خورد، افتادن، افتاد، افت