سقطه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سقطه . [ س ُ طَ ] (ع اِ) پاره ای که از چیزی بیفتد. ◄ پاره ٔ ابر. (غیاث ) (آنندراج ) : تا بپوشاند جهان را نقطه ای مهر گردد منکسف از سقطه ای . مولوی . ◄ چیزی که ساقط شود.(آنندراج ) (غیاث ).
سقطه . [ س َ طَ ] (ع مص ) لغزیدن و افتادن . (غیاث ) (آنندراج ). شکوخیدن . (منتهی الارب ).