سقاقلوس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سقاقلوس . [ س َ ] (معرب، اِ) به لغت یونانی موت عضو و بطلان حس باشد. (آنندراج ) (برهان ). ورمی است که عضو را فاسد کند و حس آن عضو ببرد. (بحر الجواهر). رجوع به شقاقلوس شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سقاقلوس . [ س َ ] (معرب، اِ) به لغت یونانی موت عضو و بطلان حس باشد. (آنندراج ) (برهان ). ورمی است که عضو را فاسد کند و حس آن عضو ببرد. (بحر الجواهر). رجوع به شقاقلوس شود.