سقاخانه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(سَ. نِ) [ ع - فا. ] (اِمر.) فرورفتگی کوچکی در دیوار مشرف به برخی گذرگاهها که در آن آب برای نوشیدن مردم گذاشته میشد و از نوعی حرمت دینی برخوردار بود.<br>
فرهنگ فارسی معین
(سَ. نِ) [ ع - فا. ] (اِمر.) فرورفتگی کوچکی در دیوار مشرف به برخی گذرگاهها که در آن آب برای نوشیدن مردم گذاشته میشد و از نوعی حرمت دینی برخوردار بود.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سقاخانه . [ س َق ْ قا ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) محلی که در آن آب ریزند که تشنگان خودرا سیراب نمایند. جایی که در آنجا آب برای تشنگان ذخیره کنند و آنجا را متبرک دانند. (فرهنگ فارسی معین ) : صاحب جمع سقاخانه مبلغ نوزده تومان و هفتصد و چهل دینار. (تذکرةالملوک چ دبیرسیاقی ص ٧١).
واژگان فارسی سره واژهدان
آبدارخانه
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی