سفین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سفین . [ س َ ] (ع اِ) کشتی . سفن، سفاین . (مهذب الاسماء). کشتی . (دهار). ◄ (ص ) تراشیده و صیقل کرده : هرکجا باغی بود آنجا بود آواز مرغ هرکجا مرغی بود آنجا بود تیر سفین . منوچهری .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سفین . [ س َ ] (ع اِ) کشتی . سفن، سفاین . (مهذب الاسماء). کشتی . (دهار). ◄ (ص ) تراشیده و صیقل کرده : هرکجا باغی بود آنجا بود آواز مرغ هرکجا مرغی بود آنجا بود تیر سفین . منوچهری .