سفیدک
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(س دَ) (اِ.)<BR>۱- نوعی بیماری قارچی که در آغاز لکههای کوچک سفیدی به طور پراکنده روی برگ به وجود میآید و تدریجاً تمام برگ و گاه سطح ساقة گیاه را میپوشاند.<BR>۲- دانههای بسیار ریز سفیدی که بر روی چیزی ظاهر میشود.<br>
فرهنگ فارسی معین
(س دَ) (اِ.) ۱- نوعی بیماری قارچی که در آغاز لکههای کوچک سفیدی به طور پراکنده روی برگ به وجود میآید و تدریجاً تمام برگ و گاه سطح ساقه گیاه را میپوشاند. ۲- دانههای بسیار ریز سفیدی که بر روی چیزی ظاهر میشود.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سفیدک . [ س َ / س ِ دَ ] (اِ) کره . کرج . کپک . قسمی از آفت درخت . قسمی از آفت رز. (یادداشت مؤلف ). ◄ سپیدی زائد که بر جامه نیک ناشسته و نان مانده و امثال آن پیدا آید و با زدن صرف شود. (یادداشت مؤلف ).