سفیده
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(س یا سَ دِ یا دَ) (اِ.) مادة پروتئیدی لزج آب مانند حول زردة تخم که بر اثر حرارت منع قد و سفید رنگ میشود، اسپیده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(س یا سَ دِ یا دَ) (اِ.) ماده پروتئیدی لزج آب مانند حول زرده تخم که بر اثر حرارت منع قد و سفید رنگ میشود، اسپیده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سفیده . [ س ِ دَ / دِ ] (اِ) اسفیداج . آن خاکستر سرب و نیز ارزیز باشد که در طب بکار است . (از بحر الجواهر). ◄ سپیده ٔ تخم . مقابل زرده ٔ تخم مرغ . ◄ روشنایی صبح . فجر. سپیده ٔ صبح : سفیده چو پیدا شد از چرخ پیر چو سیماب شد روی دریای قیر. فردوسی .