سفول
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سفول . [ س ُ ] (ع مص ) پست شدن . (دهار). پست و فرود شدن . ◄ پیر گردیدن . (منتهی الارب ). ◄ بزیرفروشدن . (آنندراج ) (غیاث ) (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ص ١٥٨). از اعلا به نشیب آمدن . فرو شدن . ◄ کم قدر شدن . (منتهی الارب ). ◄ (اِمص ) پستی . (آنندراج ) (غیاث ) (منتهی الارب ) : خویشتن را مسخ کردن زین سفول زان وجودی که بد آن رشک عقول . مولوی . می بیاموزد مرا وصف رسول بر علوّم می رساند زین سفول . مولوی . ◄ (ص ) پست : ره گرفت و رفت از پیش رسول اوفتاد اندر چه آن زشت سفول . مولوی .