سفندارمذ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سفندارمذ. [ س ِ ف َ م َ ] (اِخ ) نام فرشته ای هم هست موکل بر زمین و جنگلها و بیشه ها، و مصالح امور ماه و روز اسفندار تعلق بدوست . و در این روز درخت نشاندن و نو پوشیدن را خوب می دانند. (برهان ) (جهانگیری ) (آنندراج ). رجوع به اسپندارمذ و سپندارمذ شود.
سفندارمذ. [ س ِ ف َ م َ ] (اِ مرکب ) مخفف اسفندارمذ است که ماه دوازدهم از سالهای شمسی است . (برهان ). ماه دوازدهم بود از سال شمسی و آن مدت ماندن نیراعظم بود در برج ماهی که آن را بتازی حوت خوانند. (جهانگیری ) (آنندراج ) : همی رفت سوی سیاوخش گرد بماه سفندارمذ روز ارد. فردوسی . سرآمد کنون قصه ٔ یزدگرد بماه سفندارمذ روز ارد. فردوسی . ◄ روز پنجم از ماههای شمسی باشد در این روز فارسیان بنا بر قاعده ٔ کلیه که چون نام ماه و روز موافق آید جشن باید کرد عید کنند. (برهان ) (جهانگیری ). ◄ زمین .(برهان ). زمین را گویند و آن را سپندارمذ و اسپندارمذ نیز گویند. (جهانگیری ) (آنندراج ).