سفسطه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(سَ سَ طِ) (اِ.) مغالطه کردن برای وارونه نشان دادن حقایق.<br>
فرهنگ فارسی معین
(سَ سَ طِ) (اِ.) مغالطه کردن برای وارونه نشان دادن حقایق.
مترادف و متضاد واژهدان
مغالطه، مغلطه، گفتار غیرمنطقی لفاظی، لفظپردازی
فرهنگ طیفی واژهدان
غیرمنطق، مغالطه، مغلطه، مغلطهبازی، لفاظی، لفظپردازی خطای منطقی، تناقض، تناقض درونی پارادوکس، متناقضنما منطق زنانه، شم ایهام، دوپهلو حرف زدن غامضسازی، پنهانسازی چرتوپرت، چرند، یاوه، چرت، بیراه، حرفمفت، مزخرف، مهمل، هذیان، لاطائلات، هجویات، ترهات، بافته، جفنگ، لغو، ژاژ، دشنام، فحاشی
واژگان فارسی سره واژهدان
نارواپردازی، سخنگردانی