سفت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سفت . [ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان حومه ٔ بخش دستجرد شهرستان قم، دارای ١٤٩ تن سکنه و آب آن از قنات است . محصول آن غلات، پنبه، بنشن، انار، انجیر و شغل اهالی زراعت است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١).
سفت . [ ] (اِ) لیقه صوف دویت . (زمخشری ).
سفت . [ س ِ ] (ص ) سطبر و غلیظ. (برهان ) (غیاث ).