سفارت/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(س رَ) [ ع. سفارة ]<BR>۱- (اِمص.) میانجی گری، وساطت.<BR>۲- شغل و وظیفة سفیر.<br>مترادفها و واژههای مرتبطایلچیگریرسالت، میانجیگریقنسولگری، سفارتخانهواژه قبلی: سفادواژه بعدی: سفارتخانه