سغ
/vâže/
لغتنامه دهخدا
سغدی<br>
(~.) (اِ.) سوراخ.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) (اِ.) سوراخ.
(~.) (اِ.) شاخ گاو.
(سَ) (اِ.) سقف، سقف خانه، گنبد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سغ. [ س َ ] (اِ) پوشش و سقف خانه و گنبد و امثال آن . پوشش خانه . (رشیدی ) (برهان ). ◄ نوعی از عمارت طولانی و دراز و آن را به عربی ازج خوانند. (برهان ). نوع عمارت است درازا و خمیده مانند طاق که به عربی ازج گویند. (رشیدی ) (آنندراج ). ◄ شغ. سخ . (از حاشیه ٔبرهان قاطع چ معین ). شاخ گاو. (برهان ) : ببازی و خنده گرفتن نشست سغ گاو و دنبال گرگی بدست . فردوسی . ◄ کام . (یادداشت مؤلف ). اکنون در تهران و بروجرد و کرمانشاه و گلپایگان و اراک (سلطان آباد) به معنی قسمت درونی فک اعلا بکار رود. (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ).