سعال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سعال . [ س ُ ] (ع مص ) خفیدن . (المصادر زوزنی ). سرفیدن . (منتهی الارب ). سرفه وآن حرکت ریه است که بدان طبیعت اذیت را از ریه و اعضایی که متصل به آن است دفع میکند و آن مر سینه را مانند عطاس است مر دماغ را. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). سرفه . (غیاث ) (دهار) : هرآنگه کزو ماند عاجز خطیب فزاید برو بی سعالی سعال . ناصرخسرو. بنفشه ٔ... سعال گرم و خشک را نافع بود. (ذخیره خوارزمشاهی ). جاسوس تست بر خصم انفاس او چو در شب غماز دزد باشد هم عطسه هم سعالش . خاقانی .
سعال . [س َ] (ع مص ) شادمان گردیدن . (منتهی الارب ).