فرهنگ لغت

سعاد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سعاد. [ س ُ ] (اِخ ) زن محبوبه که در عرب بوده است . (غیاث ) (آنندراج ). نام معشوقه ای در عرب : پیام دوست شنیدن سعادت است و سلامت من المبلغ عنی الی سعاد سلامی . حافظ. بانت سعاد فقلبی الیوم متبول متیم اثرها لم یفد مکبول . کعب بن زهیر (از عقدالفرید ج ٦ ص ١٣٩).

معنی سعاد | فرهنگ لغت