سرکوب کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(~. کَ دَ) (مص م.) مغلوب کردن.<br>مترادفها و واژههای مرتبطقلعوقمع کردنمغلوب کردن، منکوب کردن، مضحل کردن، درهم شکستن، فروکوفتن(دشمن)گوشمالی دادنواژه قبلی: سرکوبواژه بعدی: سرکوبه