سرپیچی کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سرپیچی کردن . [ س َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) نافرمانی کردن . تمرد کردن . سر باززدن از کاری .
مترادف و متضاد واژهدان
تخطی کردن تمرد کردن، طغیان کردن، عصیان ورزیدن، سرکشی کردن نافرمانی کردن، تمکین ن کردن
فرهنگ طیفی واژهدان
اطاعت نکردن، ازدستور کسی سر باززدن، نافرمانی کردن، تمرد کردن، مقاومت کردن، عصیان کردن، روگردانیدن، روی برگرداندن، اعراض کردن، سرپیچیدن، پشت کردن، شانه خالی کردن رعایت نکردن، بهمبارزه طلبیدن، مخالفت کردن، ضدیت کردن