سرویس
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(س) [ فر. ] (اِ.)<BR>۱- زمان کار.<BR>۲- شستشو و تعمیر اتومبیل و ماشینهای دیگر.<BR>۳- اتومبیلی که در ساعات کا ر در خدمت یک فرد، یا مؤسسه یا سازمان باشد.<BR>۴- مجموعة ظرف و امثال آن، سری.<BR>۵- مؤسسه بزرگی که به یکی از امور اجتماعی یا سیاسی و... اختصاص دارد «سرویس خبری».<BR>۶- (عا.) تنبیه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(س) [ فر. ] (اِ.) ۱- زمان کار. ۲- شستشو و تعمیر اتومبیل و ماشینهای دیگر. ۳- اتومبیلی که در ساعات کا ر در خدمت یک فرد، یا مؤسسه یا سازمان باشد. ۴- مجموعه ظرف و امثال آن، سری. ۵- مؤسسه بزرگی که به یکی از امور اجتماعی یا سیاسی و... اختصاص دارد «سرویس خبری». ۶- (عا.) تنبیه.
مترادف و متضاد واژهدان
خدمت، خدمات کار، وظیفه ماموریت دست، دستگاه وسیلهنقلیه ویژه خدمت بها تعمیر، بازبینی سازمان، دائره، موسسه
واژگان فارسی سره واژهدان
یاری، دستیاری