سرندیبی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سرندیبی . [ س ِ رَ ] (ص نسبی، اِ) نام بلوری است نزدیک به بلور اعرابی . (از الجماهر ص ١٨٥). شکلی از مروارید مفرس است و چنان است که گویی چند دانه را بهم پیوسته و یکی کرده اند. (یادداشت مؤلف ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سرندیبی . [ س ِ رَ ] (ص نسبی، اِ) نام بلوری است نزدیک به بلور اعرابی . (از الجماهر ص ١٨٥). شکلی از مروارید مفرس است و چنان است که گویی چند دانه را بهم پیوسته و یکی کرده اند. (یادداشت مؤلف ).