سرمه کش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سرمه کش . [ س ُ م َ / م ِ ک َ / ک ِ ] (ن مف مرکب ) شخصی را گویند که سرمه کشیده باشد. ◄ (نف مرکب ) کسی که سرمه در چشم مردم کشد. (برهان ) (آنندراج ) : بس بود از عشق تو چشم امید مرا میل دوران کمان سرمه کش اعتبار. خاقانی . ◄ کنایه از روشن کننده ٔ چشم و بینایی دهنده . (برهان ) (آنندراج ) : سرمه کش دیده ٔ مردم صباست رنگرز جامه ٔ مس کیمیاست . نظامی . ◄ (اِ مرکب ) کنایه از شب تاریک . (برهان ) (آنندراج ).