سرسپردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(سَ. س پُ دَ) (مص ل.) تسلیم شدن، فرمان بردن.<br>مترادفها و واژههای مرتبطمطیع شدن، منقاد شدن، متابعت کردن، تسلیم شدن، فرمانبردار شدن، مطیع گشتنواژه قبلی: سرسنگینواژه بعدی: سرسپرده