سرسختی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سرسختی . [ س َ س َ ] (حامص مرکب ) سرکشی و استکبار. (آنندراج ). مقاومت شدید. لجاج . پرطاقتی : ز شمشیرش عدو را گر خبر بود نمی کرد اینقدرسرسختی از خود. شفیع اثر (از آنندراج ). ◄ بی احتیاطی . بی پروایی . (فرهنگ فارسی معین ).