سررفتن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(~. رَ تَ) (مص ل.)<BR>۱- لبریز شدن، پُر شدن.<BR>۲- به پایان رسیدن.<BR>۳- بی حوصله شدن.<br>مترادفها و واژههای مرتبطلبریز شدن(مایع جوشان)به پایان رسیدن، تمام شدنبیتاب شدن، کمطاقت شدنواژه قبلی: سررشته دارواژه بعدی: سرزده