فرهنگ لغت

سررسیدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سررسیدن . [ س َرْ، رَ / رِ دَ] (مص مرکب ) غفلتاً وارد شدن . در همان وقت که ضرور بود حاضر آمدن . فجاءةً درآمدن . غیرمنتظر آمدن . ◄ سپری شدن مدت . به انتها رسیدن مدت . به آخر آمدن مدت . (یادداشت مؤلف ): مدت اجاره سررسیده است .

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی سررسیدن | فرهنگ لغت