فرهنگ لغت

سرد

/vâže/

مترادف و متضاد واژه‌دان

بارد، خنک، یخ (متضاد: گرم) بی‌روح، خشک بی‌میل، سردمزاج (متضاد: مشتاق) بی‌احساس، بی‌عاطفه بی‌تحرک، ناپویا بی‌مزه، خنک گرانجان، نچسب، نگد، بیگانه‌خو

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی سرد | فرهنگ لغت