سرد شدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(~. شُ دَ) (مص ل.) کنایه از:<BR>۱- مردن.<BR>۲- ناامید شدن.<br>مترادفها و واژههای مرتبطخنک شدن، یخ شدنیخ کردنبیروح شدن، خشکشدنواژه قبلی: سردواژه بعدی: سرد یافتن