سرخیل/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(~. خِ) (ص مر. اِمر.) آن که در رأس خیل قرار دارد، سردسته.<br>مترادفها و واژههای مرتبطسردار، سردسته، سرگروه، سرلشکرسرسلسله، سلسلهجنبانپیشوا، رهبرواژه قبلی: سرخکواژه بعدی: سرد