سرخاریدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(سَ. دَ) (مص ل.) کنایه از: تعلل ورزیدن.<br>واژه قبلی: سرخارهواژه بعدی: سرخانه