سرحان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سرحان . [ س ِ ] (ع اِ) گرگ . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). گرگ درنده . (غیاث اللغات ). ج، سراحین . (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء). سِرحال : در دشت و کوه و بیشه بهم شیرکی چرند شیر و پلنگ و سرحان گور و گوزن و رنگ . سوزنی . ♦ ذنب السرحان ؛ صبح کاذب . فجر اول یا فجر کاذب را از آن جهت ذنب السرحان گویند که شبیه به دم گرگ باشد از حیث استطاله و باریکی . (مفاتیح ). ◄ شیر بیشه . ◄ وسط حوض . (منتهی الارب )(اقرب الموارد).