فرهنگ لغت

سرایت کردن

/vâže/

مترادف و متضاد واژه‌دان

اثر کردن، تاثیر گذاشتن انتقال یافتن، شیوع‌یافتن، شایع شدن، اشاعه یافتن، منتقل شدن، گسترش یافتن رخنه کردن، نفوذ کردن

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی سرایت کردن | فرهنگ لغت