سرای درم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سرای درم . [ س َ ی ِ دِ رَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) دارالضرب . دارالسکه . ضرابخانه : شهرکی است از وی تا لب رود پرک فرسنگی است و اندر وی سرای درم زدن است [ به ماوراءالنهر ]. (حدود العالم ). همی کرد اندیشه ٔ بیش و کم بفرمود پس تا سرای درم بسازند و آرایش نو کنند درم مهر بر نام خسرو کنند. فردوسی .