سرافشان کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سرافشان کردن . [ س َ اَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) سر انداختن . قطع کردن و جدا کردن سر : برآریم گرد از کمینگاهشان سرافشان کنیم از بر ماهشان . فردوسی . سپه را همه دل خروشان کنیم به آوردگه بر سرافشان کنیم . فردوسی .