سرافراز شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سرافراز شدن . [ س َ اَ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) سربلند شدن . مفتخر گشتن : گرفت آنگهی پادشاهی طورگ سرافراز شد بر شهان سترگ . فردوسی . آنکه نگونسار شد مباد سرافراز وآنکه سرافرازشد مباد نگونسار. سوزنی . هم در کنار عرش سرافراز میشوند هم در میان بحر نگونسار میروند. عطار.