سراغ
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(سُ) (اِ.)<BR>۱- نشان، علامت.<BR>۲- نشان و رَدّ پا.<br>
فرهنگ فارسی معین
(سُ) (اِ.) ۱- نشان، علامت. ۲- نشان و رَدّ پا.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سراغ . [ س ُ ] (اِ) نشان پای آدمی و غیره . (غیاث ). نشان پای و با لفظ طلب کردن و جستن و کردن و گرفتن و برداشتن و دادن مستعمل است . (آنندراج ). در ترکی سوراغ، بمعنی تفحص و تفتیش باشد. ◄ نشان و اثر و خبر. (سنگلاخ ). ◄ مجازاً بمعنی تلاش و این لفظ ترکی است . (غیاث ).
مترادف و متضاد واژهدان
نشان، نشانی پیجویی، پیگیری، جستجو پرسش، سوال (متضاد: پاسخ، جواب)