سراع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سراع . [ س ِ ] (ع مص ) شتافتن . (دهار) (ترجمان القرآن جرجانی ترتیب عادل بن علی ). زود شدن . (المصادر زوزنی ).
سراع . [ س ِ ] (ع اِ) شاخهای تازه ٔ درخت انگور و این ج ِ سرع است که بالفتح باشد. (غیاث ) (آنندراج ).