سرازیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سرازیر. [ س َ ] (ص مرکب ) مقابل سرابالا. (آنندراج ). ◄ واژگونه . باژگون : خودنمایی نتوان کرد به روشن گهران رفته از سرو سهی عکس سرازیر در آب . معز فطرت (از آنندراج ). ز زوری که دارد بکشتی شتاب سرازیر بنمود عکسش در آب . محمدطاهر وحید (از آنندراج ).