سرازیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(سَ) (ص مر.) رو به پایین، سراشیب.<br>
فرهنگ فارسی معین
(سَ) (ص مر.) رو به پایین، سراشیب.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سرازیر. [ س َ ] (ص مرکب ) مقابل سرابالا. (آنندراج ). ◄ واژگونه . باژگون : خودنمایی نتوان کرد به روشن گهران رفته از سرو سهی عکس سرازیر در آب . معز فطرت (از آنندراج ). ز زوری که دارد بکشتی شتاب سرازیر بنمود عکسش در آب . محمدطاهر وحید (از آنندراج ).
مترادف و متضاد واژهدان
شیب، سراشیب، نشیب (متضاد: سربالایی) آویخته، سرنگون، معلق، وارو، وارونه، واژگون (متضاد: سربالا) روان، جاری