سر و سامان/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(سَ رُ) (اِمر.)<BR>۱- آراستگی، نظم و ترتیب.<BR>۲- اسباب و لوازم زندگی.<br>مترادفها و واژههای مرتبطنظم وترتیب، آراستگیاسباب خانه، زندگی راحت، رفاه و آسایشواژه قبلی: سر شدنواژه بعدی: سر و سر داشتن