سر برداشتن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(~. بَ تَ)(مص ل.) قیام کردن، شورش کردن.<br>مترادفها و واژههای مرتبطسربلند کردناعتراض کردن، معترض شدنبلند شدن، برخاستن، بیدار شدنواژه قبلی: سر بر کردنواژه بعدی: سر بردن