سدیف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سدیف . [ س َ ] (ع اِ) پیه کوهان . (آنندراج ) (منتهی الارب ). فربهی کوهان . (مهذب الاسماء). ◄ کوهان . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
سدیف . [ س ُ دَ ] (اِخ ) ابن میمون، مولی بنی هاشم . شاعر حجازی و از مردم مکه بود.به بنی امیه نیز علاقه داشت . تا عهد منصور عباسی زنده بود. (الاعلام زرکلی ج ١ ص ٣٥٩). رجوع به ضحی الاسلام ج ٣ ص ٢٨٤ و عقدالفرید ج ٤ ص ١١٤ و ج ٥ صص ٢٤٧ - ٢٤٨ و ٢٤٩ و عیون الاخبار ج ١ ص ٢٠٤ و مجمل التواریخ ص ٣٢٣.