سدو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سدو. [ س َدْوْ ] (ع مص ) دراز کردن دست را بسوی کسی . (آنندراج ) (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ بازی کردن بچهارمغز. (منتهی الارب ) (آنندراج ). بازی کردن کودک به گردو. (اقرب الموارد). ◄ گام فراخ نهادن ناقه . (آنندراج ) (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ بسیارنم گردیدن شب . (منتهی الارب ) (آنندراج ).