سدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سدن . [ س َ ] (ع مص ) خدمت کردن کعبه را یا بتخانه را و دربانی نمودن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). خدمت کردن کعبه . (تاج المصادر بیهقی ) (دهار). ◄ فروهشتن جامه یا پرده را. (منتهی الارب ).
سدن . [ س َ دَ ] (ع اِ) پرده یا پرده بازگیر. ج، اسدان . (منتهی الارب ) (آنندراج ). رجوع به سدل شود.
سدن . [ س َ دَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان رستاق بخش مرکزی شهرستان گرگان واقع در ١٢ هزارگزی باختری گرگان و ٣ هزارگزی جنوب شوسه ٔ گرگان به کردکوی . هوای آن معتدل و مرطوب است و سکنه ٔآن ٢٣٥ تن است . شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان بافتن پارچه های نخی و کرباسبافی است . راه فرعی بشوسه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٣).
فرهنگ نامهای فارسی
نام زنانه